تنها معبود من

+ اشک من

جمعه 14 تیر 1387 ساعت 2:46 عصر


میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی


گفت؟


گفت: جایی که میری مردمی داره که تو رو می


شکنند، نکنه غصه بخوری


من همه جا با تو هستم. یادت باشه که تو تنها نیستی .....


توی کوله بارت عشق میزارم که راحت بگذری


قلب میزارم که من رو جا بدی


اشک میدم که همراهیت کنه


و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم.


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ یه متن فوقالعاده به مناسبت وز مادر

پنجشنبه 6 تیر 1387 ساعت 11:51 صبح

 


کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی
اما من به این کوچکی و ناتوانی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟


 



خداوند پاسخ داد:
از میان فرشتگان بیشمارم
یکی را برای تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامی و
مراقب تو خواهد بود.

کودک همچنان مردد و ادامه داد
اما اینجا در بهشت من جز خندیدن
و آواز و شادی کاری ندارم.
خداوند لبخند زد :
فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند و
هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد :
من چطور می توانم بفهمم
که مردم چه می گویند در حالی
که زبان آنها را نمی دانم.
خداوند او را نوازش کرد و گفت:
فرشته ی تو زیباترین وشیرین ترین
واژه هایی را که ممکن است بشنوی در
گوش تو زمزمه خواهد کرد و با
دقت و صبوری به تو یاد خواهد
داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت:
اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟؟
و خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت؟
"فرشته ات دستهای تو را در کنار هم
قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی."
کودک سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام که در زمین انسانهای بد
هم زندگی می کنند. چه کسی
از من محافظت خواهد کرد؟؟
خدا گفت :
فرشته ات از تو محافظت
خواهد کرد حتی اگر به
قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد :
اما من همیشه به این دلیل
که نمی توانم تو را ببینم
غمگین خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات همیشه درباره من
با تو صحبت خواهد کرد
اگرچه من همیشه در کنار تو هستم.
در آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهایی از زمین به گوش می رسید.
کودک می دانست که بزودی
باید سفر خود را آغاز کند
.پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید :
خدایا اگر باید هم اکنون به دنیا بروم
لا اقل نام فرشته ام را به من بگو.
خداوند او رانوازش کرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهمیتی ندارد
ولی می توانی او را "مادر" صدا کنی
مادرم ,تمام هستی ام, تنهایم مگذار هرگز
دوستت دارم ای برترین در زمین وتنها امید بهشت من


البته من مادرم را از دست داده ام ، این رو به مناسبت روز مادر گذاشتم


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ جرم من عشق است

پنجشنبه 30 خرداد 1387 ساعت 12:14 عصر

خدایا کمکم کن (ساسان)


              


              دل زنگ زده‌ام، با زنگ کدامین هشدار بیدار خواهد شد؟ کی دستگیره دل بی‌تابم را گرفته و از دل بیمارم دستگیری می‌کنی؟


              خدایا! گناهانم، چون شمار شن‌های بیابان، بی‌شمار است و چون دیواری بلند، حجاب روحم گشته، کوچه کوچه، معصیت آمده‌ام، خیابان عشق الهی را نپیموده و میدان محبت‌ات را نشناخته‌ام. خشت اول را کج نهاده و پایه‌های وجودم را با آجر حرام بنیان گذاشته‌ام، من بنّا، مبنای بنای وجودم را این چنین سست، نهادم.


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ رهایی از استرس

سه‏شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 11:1 عصر

 


آیا تا کنون دچار استرس شده اید؟


آیا تا کنون ذهن شما درگیر مسائل روحی و عاطفی شده است؟


آیا تا به حال اتفاق افتاده با خانواده خود مشاجره کنید و ذهن شما آنقدر درگیر شود که به فکر انتقام جویی بیفتید؟


آیا تا به حال شده به خودکشی فکر کنید؟


آیا تا به حال  چاره ای برای رها شدن ذهن خود از این مسائل پیدا کرده اید؟


کلید سوالات بالا تنها در چند کلمه خلاصه شده (الا بذکر الله تطمئن القلوب)) جمله ای که بارها آن را بر روی دیوار ها، تابلو ها و حتی کتب درسی خود مطلعه کردیم  و بسیار بی تفاوت از کنار آن گذشته ایم


دوستان عزیز یاد خدا آرامش بخش دلهاست


تنها چند صلوات می تواند آنقدر شما را به آرامش درونی برساند که ذهن شما از هر گونه مساله ای به دور باشد.


تنها یک بار امتحان کنید..


 


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ بنام آنکه عاشقی را به من یاد داد

دوشنبه 12 فروردین 1387 ساعت 11:19 صبح




بنام آنکه به من زندگی بخشید .


بنام آنکه عاشقی را به من یاد داد.


بنام آنکه لحظات تاریکی شب را فرصتی برای نجوای عاشقانه قرار داد.


 بنام آنکه عشق او سر منشاء رسیدن به همه آرزوهاست .


 


کاش می توانستم عشق تو را با تمام وجود درک کنم. کاش می توانستم برای لحظه ای عاشقت باشم .کاش می فهمیدم اگر در دنیا به جایگاهی دست پیدا می کنم خواست تو است (تعز من تشاء)و اگر هم ذلت و و خواری می بینم(تذل من تشاء) باز از جانب تو می رسد. من در زندگی فقط دنبال آن هستم که رضای تو را جلب کنم و هرگز به خاطر رسیدن به بهشتی که وعده دادی کاری انجام ندادم. حبیب من عشق های دنیایی مرا در احاطه خویش قرار داده و شهوات دنیا امان مرا بریده اند ؛ اما من همیشه با شعار «دین خود را به دنیا نمی دهم» در برابر آنها ایستادگی کرده ام ، حتی در جاهایی که شیطان با ترفندهای خود مرا به سوی خود کشاند و با وسوسه های همیشگی توانست لحظه ای مرا از تو دور کند.


 


دوستان من، هدف از زندگی جز رسیدن به کمال واقعی چه می تواند باشد؟ مگر این جهان جز این است که کوله باری برای آخرت خود جمع کرده و به سوی خدا بازگشت نماییم؟


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ یاداشتی از طرف خدا

پنجشنبه 1 فروردین 1387 ساعت 3:34 عصر

  یاداشتی از طرف خدا                                    به نام او



به:تو بنده خدا



تاریخ: امروز



از: رئیس



موضوع: خودت



عطف به: زندگی



 



 



من خدا هستم. امروز من همه مشکلات را اداره میکنم. لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نیاز ندارم.اگردر زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اراده کردن آن نیستی برای رفع کردن آن تلاش نکن. آن را در صندوق (چیزی برای خدا تا انجام دهد) بگذار. همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من نه تو
وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی همواره با اضطراب دنبال (پیگیری ) نکن. در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن. نا امید نشو.



ممکنه غصه زود گذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری به زنی فکر کن که با تنگدستی وحشتناک روزی دوازده ساعت هفت روز هفته را کار می کند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند



وقتی روابط عاشقانه ی معشوقت رو به تیرگی و بدی میگذرد و دچار یاس میشوی به انسانی فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده است
وقتی ماشینت خراب میشود و تو مجبور می شوی برای یافتن کمک کیلومتر ها پیاده بروی به معلولی فکر کن که دوست دارد فقط یکبار فرصت راه رفتن داشته باشد.
ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی می کنی و بپرسی هدف من چیست؟ شکر گذار باش . در اینجا کسانی هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافی برای زندگی نداشته اند.
وقتی متوجه موهات که تازه خواکستری شده در آیینه میشوی به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد مویی داشته تا به آن رسیدگی کند.

همیشه همه جا سپاسگوی صاحب آسمان و زمین باش و بدان تقویمی که ورق می خورد به تقدیر او بوده و فریاد و داد بر این تقدیر نداشته باش.



                                                                              


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]


+ زندگی یعنی اندیشه ای نو

جمعه 24 اسفند 1386 ساعت 8:45 عصر
 

اگر کارها بر وفق مرادتان نیست از خود بپرسید چه کرده‌ام که با چنین


سختی هایی روبه‌رو شده‌ام‌؟ چگونه باید خودم را از این تنگنا نجات دهم‌؟


هر رویدادی که در زندگی با آن روبه‌رو می‌شویم پیش نیاز دست یافتن به مرحله


بعدی زندگی و نشان دهنده رشد است‌، پس خسته نشوید و مبارزه کنید.


محدودیت‌های ما منحصر به جسم ماست‌. در دنیای اندیشه و ذهن ما مانع و


محدودیتی وجود ندارد.


نوشته شده توسط : ایمان

نظرات ديگران [ نظر]